آتقی در خبرها شنیده بود اصغر فرهادی کارگردان ایرانی برنده جایزه اسکار شده است. آتقی تا قبل از اینکه اصغر فرهادی برنده اسکار شود نه او را میشناخت و نه میدانست که او فیلمساز است چه رسد به اینکه فیلمی از او دیده باشد. وقتی شادی و سرور همگان را از برنده شدن فرهادی دید و شنید به این نتیجه رسید که اسکار چیز خوبی است از همین رو به خودش گفت: «وقتی فرهادی بتونه جایزه اسکار بگیره من که آتقی هستم یعنی نمیتونم جایزه اسکار بگیرم؟! من رو همه میشناسن. همه میدونن من چه آدم مهمی هستم. تا الان طرحهای بسیاری از خودم برون دادم که باعث شده فناوری اطلاعات و ارتباطات زندگی مردم رو از این رو به آن رو کنه. مثلا همین اینترنت رو من بسامانش کردم و دارم بسامانترش میکنم.»
۱۳
۱۳۹۰
۱۳
۱۳۹۰
هفته صد و هفتم :قهوه به طعم اینترنت نابسامان
دوشنبه مورخ یکم اسفندماه یک هزار و سیصد و نود شمسی، حوالی ساعت ۱۴:
دوستان محبت دارند، تماس میگیرند و جویای وضعیت کیفی اینترنت میشوند. گویی پیچش دست ماست!
میخواهند حداقل ایمیلی در این رابطه ارسال و اطلاعرسانی کنیم. نمیدانم چه ایمیلی بزنم یا چه در این کافه بنویسیم که اگر بر فرض مثال، پنج روز دیگر مشکل ایمیلها حل شد و آن را دریافت کردند، به کارشان آید!
برخی گفتند راهحل فوری فوتی برای ایمیل ارائه دهیم، تجارتشان روی هواست. نمیدانم چه خدماتی در داخل ایران را باید معرفی و تبلیغ کرد! اما ظاهرا بهکارگیری خدماتی با میزبانی داخلی بدون HTTPS و SSL کار میکند.
Continue reading هفته صد و هفتم :قهوه به طعم اینترنت نابسامان →
۱۳
۱۳۹۰
هفته صد و ششم : قهوه به طعم ایمیل، تعطیل
روی شیشه قهوهخانه با خط درشت نوشته شده «این هفته از پذیرفتن میهمان معذوریم». دردمند وقتی نوشته روی شیشه را خواند، با انگشتاش روی شیشه در قهوهخانه ریتم گرفت تا بلکه یکی از تو جوابی بدهد. قهوهچی که در حال چیدن میزها بود دردمند را منتظر پشت در دید رفت سمت او و با انگشت کاغذ رو به دردمند نشان داد که یعنی کافه تعطیل است. دردمند که هنوز قانع نشده بود با صدای بلند پرسید: «چرا تعطیله؟ شما که هستین؟»